بررسی سریال بازی مرکب

با ورود و شروع فعالیت کره جنوبی در پلتفورم های جهانی همچون نتفلیکس، سینما و سریال های کره ای بیش از پیش به دنیا معرفی شد. امروز به بررسی سریال بازی مرکب پرداخته ایم.سریالی که با استقبال زیادی مواجه شده است. با ما در وبسایت تهران تا سئول همراه باشید.

هشدار این پست ممکن است حاوی اسپویل باشد،بنابرین درصورتی که این سریال را هنوز مشاهده نفرموده اید،از خواندن این مقاله خودداری نمایید.

نکات بررسی سریال بازی مرکب:

شروعی ملموس:

ابتدای سریال در اپیزود اول شروعی قابل درک و قابل پیشبینی ای ارائه شد.مرد میانسال و فقیری که با مادر پیرش زندگی میکند و درامد بخور و نمیری دارند.دل بستن به شرط بندی و چشم داشتن به پس انداز اندک مادر پیر و همسری که از او به خاطر مسائل مالی جدا شده..چیزی که همه ی ما از کاراکتر های ورشکسته در داستان ها دیده ایم.

آماده سازی ذهن مخاطب:

سکانس های اولیه ی سریال به آرامی طی میشوند.ما به عنوان مخاطب منتظر شروع شدن کورس اصلی داستان هستیم.نقش اول داستان (گی هون) شکست خورده و ناامید در انتظار مترو.
مردی با ظاهر آراسته ( بازیگر گونگ یو) وارد داستان میشود.
-جناب مایل هستید بازی کنیم؟

(گی هون) در وهله اول رد میکند. اما وقتی چشمش به اسکناس های پول می افتد نظرش عوض میشود. در اینجا بیشتر متوجه میشویم مضمون اصلی داستان پول است. به مخاطب تذکر داده میشود که احتمالا انسان به راحتی نظرش را در ازای دریافت پول عوض میکند خصوصا وقتی که از نظر اقتصادی در مضیقه باشد.
شرط بازی بدین صورت است؛ اگر شرکت کننده برنده شود به عنوان جایزه پول میگیرد و اگر ببازد باید به اندازه مبلغ جایزه پول بدهد.درصورتی که پول نداری و نمیتوانی پول بدهی باید با جسمت جبران کنی و کتک بخوری.

در ادامه میبینیم که شرکت کننده بازی به راحتی سیلی خوردن را تحمل میکند چون میداند جایزه ای نقدی در انتظارش است
این سکانس به خوبی به مخاطب نشان داد که ادامه داستان از چه قرار است.
گذشتن از جان و قربانی کردن خود در ازای پول که البته اتفاقی کلیشه ای برای قشر فقیر جامعه محسوب میشود.
در ادامه دیدیم که (گی هون) وقتی مقداری پول به دست اورد ناامیدی اش به سرخوشی تبدیل شدو حتی سهم غذای خودش را با یک گربه ی خیابانی شریک شد، پس احتمالا با نقش اولی رئوف و بخشنده رو به رو خواهیم بود.

فاز اول بررسی سریال بازی مرکب:

هیچ کدام از شرکت کننده ها تصویر کاملی از بازی ای که در آن شرکت کرده اند ندارند. همه چیز مبهم و گیج کننده است. کارگران بازی برای جلوگیری از ارتباط انسانی و معاشرت با بازیکنان قابل شناسایی نیستند. اولین بازی، چراغ سبز-چراغ قرمز است. 456نفر شرکت کننده به یک اندازه گیج شده اند.

هدف اولیه ی این بازی چیست؟
در این قسمت دیدیم که افرادی که سهل انگار تر بودند زودتر بازی را شروع کردند و زودتر قربانی شدند.
افرادی که متفکر تر یا ترسو تر بودند هنوز اقدامی نکرده اند.
شاید کارگردان در اینجا اشاره ای به مکانیسم ترس کرده باشد که ارزش بقایی زیادی در گونه ی انسان دارد.
پس محافظه کار ها شانس بیشتری برای بقا دارند.

همدلی و همکاری:

بازی مرکب با وجود داشتن صحنه های خشونت آمیز و نشان دادن صفات غیر اخلاقی انسانها بارها و بارها به همدلی و محبت بین اعضای بازی اشاره کرد.چیزی که انسان قرن21 بیشتر از هرزمان به آن نیاز دارد.صحنه ای که بازیکن شماره 199(علی) یقه ی بازیکن 456(گی هون)را گرفت تا سقوط نکند و به ادامه بازی بپردازد نور امیدی در میان حجم عظیمی از خشونت و بی رحمی ای بود که انسانها بر خودشان وارد میکردند تا روند بازی را پیش ببرند.

آیا واقعا ارزشش را دارد؟

بعد از تمام بازی اول بازیکنان به شدت شوکه شده اند.هرگز تصور نمیکردند چیزی که اسمش بازی است انقدر خشونت آمیز و ترسناک باشد؛اعتراضات شروع میشود.دموکراسی خودش را نشان میدهد؛اگر اکثریت با اتمام بازی موافق باشند بازی خاتمه میابد. اما آنها باید قبل از رای گیری مقدار جایزه را ببینید و بعد تصمیم گیری کنید؛اسکناس های خوشرنگی که درست بالای سر بازیکنان قرار گرفته اند،یکبار دیگر یاداوری میشود که پول نظر انسان را میتواند به راحتی تغییر دهد.
رای گیری انجام میشود و با اختلاف کم نتیجه ی آرا خاتمه یافتن بازی است.

زندگی واقعی:

افرادی که تا ساعاتی پیش حاضر بودند برای آزادی و جان خود هرکاری بکنند هم اکنون آزادند.زندگی واقعی دوباره شروع میشود.
ایا زندگی کردن در این جهان ظالم بهتر از شرکت کردن در آن بازی های مرگبار است؟
آیا شانس بقا در این دنیا بیشتر از شانس زنده ماندن و پیروزی در آن بازی وحشتناک است؟ بازیکنان دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند
شاید بازی چراغ قرمز چراغ سبز از دنیای بیرون آن حتی عادلانه تر باشد.

فاز دوم بررسی سریال بازی مرکب:

این بار بازیکنان با رضایتی از صمیم قلب در بازی شرکت میکنند.
همگی میدانند چیزی برای از دست دادن ندارند پس بهتر است شانس خود را در همین بازی های مرگبار امتحان کنند چراکه در دنیای بیرون عملا شانسی ندارند.

نظام سرمایه داری و کاپیتالیسم

سریال بازی مرکب،کاپیتالیسم را به سخره میگیرد و به شدت مورد انتقاد قرار میدهد.این را در دیالوگ های کاراکتر های سریال نمیشنوید بلکه با دنبال کردن قسمت های سریال متوجه میشوید.
تابوت های مجلل و شیکی که حامل جسد انسان هایی است که با خشونت کشته شدند. تابوت زیبا وارد کوره ی آتش میشود و میسوزد.تجملگرایی همینقدر پوچ و سطحی است.

مخاطب درک میکند که تجملات و زرق و برق و مادیاتی که هرروز برای آن تلاش میکند چقدر بی معنا و توخالیست.خشم مخاطب برانگیخته میشود. بازیکنان صرفا به خاطر ورشکسته و بی پول بودن مورد هرگونه ظلمی قرار میگیرند و آنرا به خاطر جایزه ی نقدی هنگفت تحمل میکنند.
بازیکنان به هم رحم نمیکنند.”سانگ وو”دوست قدیمی”گی هون” آگاهی و دانش خود را به اشتراک نمیگذارد تا صرفا شانس خود را برای بقا افزایش دهد.

به طور خلاصه افراد یک طبقه به جان هم افتند،چیزی که یک قدرت بالادست، یک (کاپیتال) میخواهد.

کارگروهی و بازی روانی

اگر بگوییم در این سری بازی ها،بازیکنان علاوه بر جسمشان، روان و ذهنشان راهم قربانی میکنند مبالغه نکرده ایم.به وضوح در قسمت های میانی سریال میبینیم که چطور افراد به بازی روانی گرفته میشوند.غذای محدود،نداشتن استراحت کافی برای اینکه به دست دیگران کشته نشوی.مواردی که هرکسی را به مرور خسته و فرسوده می نماید.

در یکی از مراحل بازی که طناب کشی بود بازیکنان باید تیم های10نفره تشکیل میدادند.رنگ دوستی در این قسمت ها زیاد شد.همکاری 10نفر و دوستی و صمیمیت میان آنها که بیانگر زیبایی های کارتیمی بود. بعد از این مرحله از بازیکنان خواسته شد تا برای بازی بعدی گروه های دو نفره تشکیل دهند.

بازیکنان تقریبا باهم آشنا شده اند و میان برخی از آنان پیوند های دوستی شکل گرفته.دو دختر جوان،دو مرد جوان،زن و شوهر.
اما کسی نمیدانست بازی ای که باید با شریکش انجام دهند کار تیمی و گروهی نیست بلکه یک رقابت کثیف است.
حالا که باهم دوست شده اید چطور است با رقابت کردن باهمدیگر باعث کشته شدن دیگری شوید تا بار دیگر یادآوری شود که این دنیا دنیای بی رحمی است.

روزهای پایانی:

در ادامه سریال روند قابل پیشبینی تر است.ما ذات پلید بالا دستی ها و انسان های همنوع و همدرد را دیدیم.دیدیم که برای بقا و پول انسان دست به چه کارهایی میزند؛پس دیگر انتظار دیدن سکانس های امیدوار کننده را نمیکشیم.
گی هون همچنان نبستا پاک و رئوف مانده است آن چیزی که مخاطب پیشبینی میکرد.
رقیب نهاییگی هون،سانگ وو،همان دوست قدیمی و دوران کودکی اش است. اما آیا رقیب گی هون ذات کثیف خاموش شده ی انسانی اش است؟
هیجان داستان دوباره اوج میگیرد.
نقش اول داستان دست به چه کاری میزند؟ گی هون در دقایق پایانی بازی پیشنهاد آتش بس میدهد.
میخواهد بازی را با توافق هردو بازیکن متوقف کند چون به اندازه کافی در این6روز سختی کشیده.گی هون تقریبا یک قدمی برد قرار دارد اما این برد به چه قیمتی به دست می آید؟به قیمت کشته شدن دوستش سانگ وو.
ما در اینجا از سانگ وو انتظار پذیرفتن دست دوستی دوباره گی هون  را نداریم
بر اساس شخصیت پردازی ای که طی قسمت های گذشته از سانگ وو دیدیم،او به شدت انسان یک دنده و محاسبه گری است.
پس نتیجه میگیریم که سانگ وواین همه راه را برای قبول کردن دوستی نیامده؛یا میکشد یا کشته میشود.
سرنوشتی که برای سانگ وو رقم میخورد نه کشته شدنش توسط گی هون است چرا که گی هون همچنان انسانی مهربان باقی مانده نه کشته شدن توسط کارکنان بازی است چرا که سانگ وو مغرور تر از آن است که به دست آنها حذف شود. پس گزینه ای جز خودکشی پیش روی او نمی ماند.

بازهم دنیای واقعی:

بازی تمام شد.گی هون برنده ی بازیست ولی درواقع یک بازنده ی تمام عیار است. او دوست های خوب و روح و وجدانش را برای پول باخت. سکانسی از ارتباط هدایت کننده ی بازی و گی هون میبینیم. هدایت کننده بازیکنان را همچون اسب میبیند نه به چشم انسان.
او که خودش زمانی شرکت کننده همین بازی بوده و شرایط بازیکنان را درک کرده است؛ چه چیزی باعث شده تا همچین دیدگاهی داشته باشد؟
در اپیزودهای اول دیدیم که عکس شرکت کننده های بازی روی زمینی بود که هدایت کننده روی آن قدم میزد و به بازی تسلط داشت.چیزی که میتوان برداشت کرد که نمادی بر پایین بود بازیکنان و له شدن
آنان زیر گامهای محکم دیگری باشد.
چه چیزی از این انسان موجودی بی رحم ساخته که حتی برادر خودش را برای وقفه نیفتادن در روند بازی به قتل میرساند؟
آیا فرد هدایت کننده،جوکر داستان های بتمن است؟

سخن پایانی:

در پایان بررسی سریال بازی مرکب مایلم نگاهی به رنگبندی فضای سریال و طریقه ی استفاده از رنگها در سکانس های مختلف بندازیم. استفاده کردن از رنگ های شاد و کودکانه در فضای راهرو ها و مکان های برگزاری بازی ها پارادوکس خیره کننده و اضطراب آوری را برای بازیکنان و مخاطبین سریال به وجود میاورد.

همچنین در سکانس های پایانی بعد از اینکه گی هون کمر همت بست تا سرو سامانی به اوضاع بدهد شاهد تغییر رنگ موی او به قرمز شدیم.رنگی که اغلب نماد خون یا آتش است.
خون انسان هایی که بی رحمانه کشته شدند و آتش خشمی که گی هون  از خالق بازی ها داشت و انگیزه ای برای شروع دوباره و گرفتن انتقام بود.
در نهایت چیزی که بازی مرکب را از باقی سریال ها متمایز میکند نشان دادن حقایق با پوشش هیجان و مبالغه بود چیزی که سینمای کره در آن حرف اول را میزند.
در واقع مخاطبین سریال بازی مرکب خود نیز بازیکن این بازی های مرگبار هستند.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ
12 نظرات
  1. Nugetsu می گوید

    صادقانه میگم که این کامل‌ترین و جالب ترین نقدی بود که از squid game دیدم و از خوندنش واقعا لذت بردم مطالبی رو ذکر کرده بودید که هیچ‌جا بهشون اشاره نشده بود
    ممنون از پست مفید و ارزشمندتون :)💜

    1. هومان نمکی زاده اصفهانی می گوید

      سلام خوشحالیم که خوشتون اومده.

  2. masta می گوید

    خیلی جالب و کامل بود🤩 منتظر نقد و بررسی آثار دیگه‌ از این نویسنده‌تون هستم

    1. بهاره کرموند می گوید

      خوشحالیم که براتون جالب بوده.حتما مطالب سایت رو دنبال کنید و منتظر آپدیت های ما باشید.

  3. Soroush می گوید

    خیلی روان
    ساده و مفید بود. مثل خیلی از نقد های دیگه حوصله سر بر نبود و کاملا قابل درک و فهم بود به علت پیچیده نکردن کلام
    مرسی از مجموعه‌تون

    1. بهاره کرموند می گوید

      ممنون از نظرتون.خوشحالیم که از فعالیت های سایت راضی هستید.

  4. نرگس داورپناه می گوید

    من به تازگی این فیلمو دیدم خیلی دوست داشتم ازش اطلاعات بیشتری داشته باشم.پستتون خیلی کامل بود همینطور خیلی پیچیده نبود و قلم خوبی داشتید ممنونم❤

    1. بهاره کرموند می گوید

      ممنون از حمایتتون❤

    2. فاطمه سادات قاسمی می گوید

      ممنون از نظرت نرگس عزیز

  5. محمودیان می گوید

    چه خوب که الان تو اینترنت همه چیزو میشه پیدا کرد. قبلنا باید کلی میگشتیم تا چیزی رو که میخوایم یاد بگیریم و دنبالشیم پیدا کنیم یا مثلا واسه لوله بازکنی برچسب ها رو زیر و رو میکردیم که آیا یه آدم مطمئن واس چاه بازکنی پیدا میشه یا نه! ولی خداروشکر الان دیگه از شیر مرغ تا جون آدمیزاد تو نت ریخته. خلاصه که دمتون گرم خیلی برام مفید بود.

    1. بهاره کرموند می گوید

      خوشحالیم که براتون مفید واقع شده.

  6. Dream 13 می گوید

    واقعا خیلی سریال جذاب، پر از هیجان و دیدنی بود.
    و واقعا همه‌ی مسائل درش به خوبی به تصویر کشیده شده بود از جمله موضوعات مرتبط با اخلاقیات انسانی، شرایط زندگی گروه خاصی از انسان های جامعه و…. هیجان سریال هم خیلی زیاد بود به طوری که بعد از دیدن هر قسمت دوست داشتی سریعتر قسمت بعدی بیاد و معمای قسمت قبل رو حل کنی.
    خسته نباشید بابت این معرفی کامل، جذاب و پر از جزئیات تون☺️